----->

روزانه
Home | Mail
روزانـــه
Monthly Archive
décembre 2005
janvier 2006
février 2006
mars 2006
avril 2006
mai 2006
juin 2006
juillet 2006
août 2006
octobre 2006
novembre 2006
décembre 2006
janvier 2007
février 2007
mars 2007
avril 2007
mai 2007
juin 2007
juillet 2007
août 2007
septembre 2007
octobre 2007
novembre 2007
décembre 2007
janvier 2008
février 2008
mars 2008
avril 2008
mai 2008
juin 2008
juillet 2008
août 2008
septembre 2008
octobre 2008
novembre 2008
décembre 2008
janvier 2009
février 2009
mars 2009
avril 2009
mai 2009
juin 2009
juillet 2009
août 2009
septembre 2009
octobre 2009
novembre 2009
décembre 2009
janvier 2010
février 2010
mars 2010
avril 2010
mai 2010
juin 2010
juillet 2010
août 2010
septembre 2010
octobre 2010
décembre 2010
février 2011
mars 2011
avril 2011
mai 2011
juin 2011
août 2011
septembre 2011
novembre 2011
mars 2012
juin 2012
juillet 2012

2007/01/28


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2007/01/24
دعوت آشکار به جنگ
سه چهار روز پيش در بی‌بی‌سی مطلبی منتشر شد با عنوان «جنگ آری يا نه؟». نويسنده ماجراهای زمان نخست‌وزيری چيمبرلين را يادآوری کرده است و مقدمات وارد شدن انگليس را به جنگ جهان دو آورده است: چگونه چيمبرلين مخالف جنگ و طرف‌دار صلح بود در حالی که چرچيل هيتلر را فريب‌کاری وقت تلف‌کن می‌دانست که بالاخره جنگ راه می‌اندازد.نويسنده اين همه قصه را گفته است، و بدون تأييد مستقيم و صريح، اشاره کرده است که آری، ايران سوداهای هسته‌ای دارد، فردا ممکن است بمب اتمی بسازد و به کشوری ديگر – مشخصاً اسراييل – حمله کند. پس به همان شيوه‌ی قديم سياست‌مدارانی مثل چيمبرلين بايد تسليم دورانديشی سياست‌مدارانی هوشمند چون چرچيل شوند و حمله‌ای پيشگيرانه به ايران بکنند و تجهيزات هسته‌ای ايران را از بين ببرند. نويسنده با بی‌شرمی تمام راه‌حل هم برای اين حمله‌ی مسلحانه ارايه می‌دهد:‌ بمب نوترونی مسأله‌ی تجهيزات زيرزمينی ايران را حل می‌کند. بمب نوترونی را چه کسی دارد؟ البته اسراييل! حالا درست است که اسراييل خودش به آن اعتراف نمی‌کند، ولی خوب می‌شود يک جوری مسأله را حل کرد.من آشکارتر از اين دعوت به جنگ نديده بودم. نويسنده ده‌ها اشتباه در اين يادداشت مرتکب شده است و مقايسه‌هايی کرده است پاک بی‌معنی و مزخرف که گويی از ابتدا به قصد تأييد مدعای حمله به ايران دنبال چنين نمونه‌هايی می‌گشته است. نخست اين‌که زمان ما با زمان چرچيل و چيمبرلين قابل مقايسه نيست. طرف مقابل آن‌ها هم هيتلر نيست. رسانه‌های امروز مثل رسانه‌های آن زمان نيستند. راه‌حل‌های سياسی امروز هم با راه‌حل‌های سياسی زمان هيتلر خيلی فرق دارند – آن زمان اصلاً سازمان مللی وجود نداشت؛ سلاح هسته‌ای در کار نبود، بشريت را هزاران خطر ديگر تهديد نمی‌کرد؛ حساسيت‌های آن زمان حساسيت‌های امروز نبودند. آن زمان حتی کمونيسم در برابر کاپيتاليسم آمريکا آن قدر خطرناک به حساب نمی‌آمد. از آن زمان تا به حال جنگ سرد را پشت سر گذاشته‌ايم. کمونيسم سقوط کرده است. ايران هم ده‌ها تحول سياسی و فکری و فرهنگی را پشت سر گذاشته است....
اين نوشته نه تنها يک‌جانبه و مغرضانه است و با بی‌شرمی تمام دعوت به جنگ و حمله‌ی نظامی به ايران است و پيشاپيش راه هر مذاکره‌ی دیپلماتيک را بسته اعلام می‌کند و جان انسان‌ها – از هر طرفی که باشند – برای‌اش مهم نيست، بلکه بی‌بی‌سی هم که عموماً رسانه‌ای است حساب شده که موضع‌گيری‌های سياسی‌اش بسيار سنجيده‌تر از بقيه است، عملاً خود را هم‌رديف جنگ‌طلبان نئوکانِ آمريکايی قرار داده است. واقعاً شرم‌آور است. بسيار مهم و واجب است که همه‌ی ايرانی‌های وبلاگ‌نويس مخصوصاً هم در اين نظرسنجی شرکت کنند و هم نويسنده‌ی ياوه‌گو را به چالش بگيرند. از آن مهم‌تر بايد به خود بی‌بی‌سی اعتراض کرد که چنين آشکار سرود يادِ مستان می‌دهد
صاحب ملکوت


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2007/01/22
سه دیدگاه درباره‌ی قیام کربلا
1.امام حسین در مکه تصمیم گرفت با پشتیبانی انبوه نیروهای داوطلب در کوفه تشکیل حکومت دهد ولی پس از آن که در محاصره‌ی نظامی واقع شد و رابطه‌اش با نیروهایش قطع شد تصمیم گرفت برگردد و در این مرحله کوشش فراوانی کرد که از جنگ جلوگیری کند ولی دشمن مغرور نپذیرفت و جنگ را بر او تحمیل کرد که وی به حکم اضطرار به دفاع پرداخت و در راه دفاع شهید شد.( نظر سیّد مرتضی و شیخ طوسی و از معاصران، صالحی نجف آبادی در شهید ِجاوید)
2. امام از اول به قصد شهادت حرکت کرد و تا پایان کار همین قصد را دنبال کرد تا به هدفش رسید.( نظر ابن طاووس و همفکرانش و از معاصران، دکترآیتی در گفتار ِعاشورا و دکتر شریعتی در کتاب ِشهادت)
3. نظر آقای مطهّری در حماسه‌ی حسینی که تلفیقی از دو نظر فوق است: امام حسین از مکّه که حرکت کرد، به نیّت تشکیل حکومت در کوفه بود ولی از وقتی خبر کشته شدن نماینده‌اش مسلم بن عقیل به وی رسید تصمیم ِخود برای شهادت را گرفت و علاوه بر این سعی کرد افراد دیگری را نیز جذب کند نه برای اینکه یاریش کنند بلکه برای این‌که کشته شوند تا با ریختن خون بیشتر، نهضت ایشان انعکاس بیشتری پیدا کند.
بدیهی است هر سه نظر درست نیستند و یکی از این سه یا نظر چهارم درست خواهد بود. قصدم فقط طرح مسأله بود تا بعد درباره‌ی این سه نظر و سابقه‌ی جنجال‌هایی که در تاریخ معاصر بر سر آن رفته بنویسم.

از وبلاگ خواندنی ایمایان


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2007/01/17
قصاص ِبوسه
جوانی را نزد پیامبر اسلام آوردند که روز روشن در بازار دختری را پیش روی برادران غیورش بوسیده است. اگر پیش از اسلام بود غیرت عربی با او می‌کرد آنچه می‌کرد ولی عرب راه و رسم انسانیّت آموخته، اکنون جز به فرمان شرع گردن نمی‌نهد. پیامبر از وی پرسید که چرا چنین کردی؟ گفت چون دوستش دارم . ایشان گفت مگر قرار است هر کس دیگری را دوست دارد او را ببوسد؟ جوان گفت مدتهاست این دختر را می‌خواهم ولی خانواده‌اش او را به من نمی‌دهند، طاقتم طاق شده، بیش از این از دستم برنمی‌آید. رسول به وی گفت حالا خودت بگو با تو چه کنیم. جوان گفت : قصاصم کنید. پرسید چگونه؟ گفت مگر در قرآن قصاص هر چیز برابر همان نیست؟ چشم در مقابل چشم، گوش در مقابل گوش؟ حالا من او را بوسیده‌ام او هم بیاید مرا ببوسد! پیامبر به خنده افتاد از خانواده‌اش پرسید چرا دخترتان را به این جوان نمی‌دهید؟ گفتند جوان بدی نیست ولی فقیر است، آه در بساط ندارد. از دختر پرسید او را می‌خواهی دختر سکوت کرد. رسول گفت اگر مهر دخترتان را از بیت‌المال بدهم چه؟ گفتند حرفی نیست وآن بوسه‌ی کذایی مقدّمه وصال آندو شد.
این را روایت کردم تا بگویم که مجازات داریم تا مجازات. یکی آن است که نفس ِمجازات را اصل میداند و انسان را فرع، وتحت هر شرایطی در پی ِانجام آن است. اینگونه است که آن طالبانی جنازه‌ای را که برای دفن آورده‌اند، به سبب آن ‌که ریشش کمتر از یک قبضه است شلاق میزند بی این که اندکی فکر کند حد زدن مرده‌ی بی جان چه معنایی دارد؛ ویکی انسان را اصل میداند ونگاهش طبیبانه است. اگر گوشی از کسی می‌کشد آنرا مقدّمه‌ی مهر و بشارت قرار می‌دهد و اگر مجازات، دیانت کسی را از بین ببرد از انجامش خودداری می‌کند.
از وبلاگ خواندنی ایمایان


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2007/01/09
حکمت رضوی

عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده ويژگي را دارا باشد:
1ـ از او اميد خير باشد.
2ـ از بدى او در امان باشند.
3ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
4ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.
5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود.
6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7ـ فقر در راه خدايش از توانگرى برايش محبوب‌تر باشد.
8ـ خوارى در راه خدا، از عزّت با دشمنش محبوب‌تر باشد.
9ـ گمنامى را از پرنامى خواهان‌تر باشد.
10ـ و سپس فرمود: دهمى چيست؟ فرمود: احدى را ننگرد، جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزكارتر است.
امام رضا (ع)


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2007/01/07
با غدیر
فرشته وحی خدا جبرئیل سه بار بر من فرود آمده و از سوی پروردگارم فرمان داد تا در این مکان به پا خیزم و سپید و سیاه مردم را رسماً آگاهی دهم، که علی بن ابی­طالب، برادر و وصی و جانشین من و امام پس از من است که نسبتش به من، همان نسبت است که هارون به موسی داشت، با این تفاوت که رسالت به من خاتمه یافته است و بعد از خداوند و رسولش، علی، ولیّ و صاحب اختیار شماست ... از جبرئیل خواستم که از خداوند بخواهد تا مرا از تبلیغ این مأموریت معاف کند؛ ای مردم چون می­دانستم که در میان خلق پرهیزگاران اندک و منافقان بسیارند و از مفسده جویی گنه آلودگان و نیرنگ بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفته­اند، آگاهی داشتم... ای مردم! این آخرین بار است که مرا در این موقعیّت، دیدار می­کنید، پس گوش فرا دارید و به سخنانم دل سپارید و دستور پروردگارتان را فرمان برید.


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2007/01/03
برگردان نویی از پدیدار شناسی هگل به زبان فرانسه

تصویر این اثر ماندگار را داشته
باشید تا مطلبی در این باب قلمی کنم


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com
_