----->

روزانه
Home | Mail
روزانـــه
Monthly Archive
décembre 2005
janvier 2006
février 2006
mars 2006
avril 2006
mai 2006
juin 2006
juillet 2006
août 2006
octobre 2006
novembre 2006
décembre 2006
janvier 2007
février 2007
mars 2007
avril 2007
mai 2007
juin 2007
juillet 2007
août 2007
septembre 2007
octobre 2007
novembre 2007
décembre 2007
janvier 2008
février 2008
mars 2008
avril 2008
mai 2008
juin 2008
juillet 2008
août 2008
septembre 2008
octobre 2008
novembre 2008
décembre 2008
janvier 2009
février 2009
mars 2009
avril 2009
mai 2009
juin 2009
juillet 2009
août 2009
septembre 2009
octobre 2009
novembre 2009
décembre 2009
janvier 2010
février 2010
mars 2010
avril 2010
mai 2010
juin 2010
juillet 2010
août 2010
septembre 2010
octobre 2010
décembre 2010
février 2011
mars 2011
avril 2011
mai 2011
juin 2011
août 2011
septembre 2011
novembre 2011
mars 2012
juin 2012
juillet 2012

2008/03/19
تصنیف بوی باران با آواز محمدرضا شجریان
رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود
درود باد بر این موکب خجسته، درود

به کتف دشت یکی جوشنی است مینا رنگ
به فرق کوه یکی مغفری است سیم اندود
سپهر گوهر بارد همی به مینا درع
سحاب لعل پاشد همی به سیمین خود
شکسته تاج مرصع به شاخک بادام
گسسته عقد گهر بر ستاک شفتالود
به طرف مرز بر آن لاله‌های نشکفته
چنان بود که سر نیزه‌های خون‌آلود
به روی آب نگه کن که از تطاول باد
چنان بود که گه مسکنت جبین یهود
صنیع آزر بینی و حجت زردشت
گواه موسی یابی و معجز داوود
به هرکه درنگری، شادیی پزد در دل
به هرچه برگذری، اندهی کند بدرود
یکیست شاد به سیم و یکیست شاد به زر
یکیست شاد به چنگ و یکیست شاد به رود
همه به چیزی شادند و خرم‌اند و لیک
مرا به خرمی ملک شاد باید بود

ملک الشعرای بهار



Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2008/03/17
در خبرها آمده است که مركز پژوهش هاي علمي و دفتر افتاء سعودي در پي افزايش گل فروشي هاي اطراف بيمارستان ها و اهداي گل از سوي عيادت كنندگان به بيماران، در صدور فتواي تحريم اهداي گل به بيماران اتفاق نظر كرده و آن را به آگاهي مسلمانان جهان رسانده است. اين مركز همچنين با اشاره به دلايل صدور اين فتوا تصريح كرد: با توجه به اينكه آيين اهداي گل به بيماران سنتي است كه مسلمانان جهان از كشورهاي غربي اتخاذ كرده اند، لذا عمل كردن به آن غير مجاز است.

مركز مذكور همچنين در اين بيانيه آورده است: اهداي گل به بيمار علاوه بر اينكه از سنت هاي بلاد كفار است، هيچ منفعتي براي بيمار نخواهد داشت، لذا اهداي آن امري بيهوده است. علماي مذكور در ادامه عنوان كردند: مصرف كردن اموال مسلمانان در راه هاي بيهوده اي همچون اهداي گل به بيماران، امري غير مجاز بوده و به جاي اين امر دعا كردن براي بيمار و آموزش راه هاي درمان الهي به آن امري پسندیده تر است.


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2008/03/13
مردم ما حافظه تاریخی ندارند. این پرسش یا گزاره ای مفروض نیست، تجربه ای مکرر و تاریخی است. غالب مردم ما حافظه تاریخی ندارند و اصولا با تاریخ کاری ندارند، بنده وقت اند و در پی آنی و عیش نقدی. ابن الوقتی صوفیانه و خوش باشی تاجرانه در جان مردم ما از چه روی ریشه دارد ؟ از ان زمان که با جنگ های ایران و روس ما به خواب تاریخ رفتیم تا امروز، مردم ما سرمست از می شبانه اند و از خماری فردای آن می گریزند. این وصف حال ما مردم ایران از منظر هر قوم هوشیاری رقت انگیز است. مردمی که بدست خود ودر پاسخ احساس خویش بناهای عظیم چند روزه می کنند و دمی بعد بر خرابه های آن مویه می کنند. هیچ می پرسیم که چه چیز مانع خیزش آگاهی تاریخی ماست ؟ چه چیز است که وجدان ما را مکرر نمی کند و این وجدان را معذب نمی کند ؟ چه چیز به ما آموخته است که به گذشته ننگریم و دم غنیمت شمریم و هر بار شرح این هجران و این خون جگر را بگذاریم تا وقت دگر؟

من چه گویم یک رگم هشیار نیست
شرح آن یاری که او را یار نیست
شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر
قال اطعمنی فانی جائع
واعتجل فالوقت سیف قاطع
صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق
نیست فردا گفتن از شرط طریق
مولوی

پایان اسفند است و دمی تا انتخابات، پایان اسفند نه پایان سال که آغاز ماجراهای تاریخ معاصر ماست. مقلدانه نه که محققانه از گذشته باید آموخت و به ندای قرآن باید گوش داد که بیش از ده بار به تامل در تاریخ ما را فراخوانده است، تاملی که مشارکت هوشمندانه در سرنوشت خویش راگوشزد می کند.


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2008/03/08
از پاسخ سروش به سبحانی
... محمد رسول الله را می نگرم که چون عاشق هنرمندی در تجربه ای روحانی سینه اش گشاده و چشمان باطنش گشوده و جانش پر از خدا شده است و از آن پس هر چه می بیند و هرچه می گوید خدایی است. انسان و جهانرا (هر چه که هست با هفت یا هفتاد آسمان، با چهار عنصر یا صد و چهار عنصر) آمیخته از او و روانه بسوی او می بیند و لبریز و شادمان از این کشف پیامبرانه، تجربه خود را با دیگران در میان می گذارد و مغناطیس وار جان های شیفته را بسوی خود می خواند و دریا صفت تیرگی هاشان را می شوید.
...
من با این "بشر بشیر" مهر می ورزم و اگر عطر کلام الهی را از این گل می شنوم برای آن است که با آن گل نشسته است. سالها پیش بود که با محمد (ص) سخن می گفتم و می سرودم:
نسخه قانون ما عین شفاست
مصحف ما مستفاد از مصطفاست
ای مبارک آن گلیم گل تو را
وی خنک آن وصف مزّمّل تو را
نه ملک بودی نه دلخسته ز خاک
ای بشیر ما بشر بودی و پاک
...
همچنین چون غایت قصوای دینداری و هدف از این همه دقت ورزی های عرفانی و کلامی را بنا کردن جامعه ای پویا و اخلاقی و عادل می دانم به حکم وظیفه وجدانی از حضرت آیت الله می طلبم تا در مقابل انحرافات عملی و اخلاقی نیز ساکت ننشینند و اگر ظلم و جفایی بر مظلومی می رود آرام نگیرند و به پیمان خداوند با عالمان وفادار بمانند و با جفاکاران همسویی نکنند و در این طریق مثال و اسوه دیگران باشند. واله المستعان
بشـــر و بشـــیر


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2008/03/03

چندی است که گفت وگوی دکتر سروش در باره قرآن در فضای فرهنگی ما طنین انداز است. جمعی به مصاف آمده و پاسخ گفته اند از محققانی که به غلط قبای فتوا به تن کرده اند تا دانشگاهیان و روحانیانی که پیراسته و بایسته، کند یا تند به این بحث آویخته اند.
من خود با غالب آنچه دکتر سروش در این گفتگو در باره قرآن بر زبان اورده موافق نیستم و مایلم بیشتر آن را یک گفت و گو بخوانم و در گفت و گو امکان هر خبطی می رود، خاصه آنکه آن گفتگو از زبانی به زبان دیگر ترجمه و در موضوعی ژرف و شگرف چون قران جاری شود که فیه بطون.
در این مختصر از گوهر این گفت و گو می گذرم که به گمانم هم از سیره سروش فراتر است و هم از اندیشمندان قرآن پژوهی چون دکتر نصر حامد ابو زید که بیش از انکه به چیستی وحی و کیفیت نزول آن بپردازند تاریخ فیلولوژیک و نشانه شناسانه قرآن را مطرح کرده اند، دیگرانی صلاحیت کار را بیش از من دارند و پاسخ گفته اند.
آنچه اما مراد اشاره من است گریزهای ناگزیری است که اهل اندیشه زمان ما می زنند تا حرف خود را به هزار لیت و لعل به گوش اهل آن برسانند. من گمان می کنم راههای آسان تری برای پیراستن قداست از قدرت سیاسی و بسط نگاهی خردگرا و اخلاقی از دین وجود دارد که ناچار نباشیم قرآن را از بنای رفیع قدسی آن فرود آوریم تا گونیای خرد انسانی و وهم و گمان عرفی خود را بر همه زوایای آن بیندازیم. گرچه حافظ نهایی قرآن، دیگری است ولی اگر حرمت و قداست کلام الهی در همه اشکال آن گوی چوگان فلسفی ما شود ما هم دیگر دستاویزی نخواهیم داشت.
قرآن سرمایه ما وهمه انسانهاست و دکتر سروش هشیارتر و معرفت او به قرآن دیرینه تر از آن است که در چهارگوشه تنگ این گفت وگو بگنجد. به گمانم این ترجمه یک گفتگوست !




Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com
_