----->

روزانه
Home | Mail
روزانـــه
Monthly Archive
décembre 2005
janvier 2006
février 2006
mars 2006
avril 2006
mai 2006
juin 2006
juillet 2006
août 2006
octobre 2006
novembre 2006
décembre 2006
janvier 2007
février 2007
mars 2007
avril 2007
mai 2007
juin 2007
juillet 2007
août 2007
septembre 2007
octobre 2007
novembre 2007
décembre 2007
janvier 2008
février 2008
mars 2008
avril 2008
mai 2008
juin 2008
juillet 2008
août 2008
septembre 2008
octobre 2008
novembre 2008
décembre 2008
janvier 2009
février 2009
mars 2009
avril 2009
mai 2009
juin 2009
juillet 2009
août 2009
septembre 2009
octobre 2009
novembre 2009
décembre 2009
janvier 2010
février 2010
mars 2010
avril 2010
mai 2010
juin 2010
juillet 2010
août 2010
septembre 2010
octobre 2010
décembre 2010
février 2011
mars 2011
avril 2011
mai 2011
juin 2011
août 2011
septembre 2011
novembre 2011
mars 2012
juin 2012
juillet 2012

2008/12/27
غرب و آبروی دفاع از دمکراسی !
بمباران غزه، عکس از فرانس پرس
روزنامه فیگارو در زیر این عکس نوشته:
بمباران غزه در ساعت خروج بچه ها از مدرسه !
بخوانیـــد:
علائم گمراه كننده اسرائيلي‌ها پيش از حمله
دوست ِدشمن شما، دشمن شما نیست
خاطرات «محمود درويش» از سفرش به غزه
كفـتار، كـركس، جغــد
مقاله رابرت فیسک
ساعت شمار فاجعه غزه در نوول ابسرواتور


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2008/12/24
بـــدون شرح !
حمید مولانا استاد دانشگاه آمریکن آمریکا


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2008/12/22
تک نگاری های خاموش


تجربه‌های مبشرین مسیحی را می‌خوانم و دلم می‌سوزد، یادداشتهای روزانه پانصد سال پیش کاهنان دیرها را می‌بینم و داغم تازه می‌شود، جدیت کشیش‌های فعال در کشورهای اسلامی را نگاه می‌کنم و آتش می‌گیرم... عجبا من جد هولاء فی باطلهم و فشلکم عن حقکم... کاش در حوزه‌علمیه قم یک موسسه به تحقیق و پژوهش درباره روحانیت می‌پرداخت، درباره لباس روحانیت و خانواده‌های طلاب مطالعه می‌کرد، جدیدترین اس ام اس ها درباره ما آخوندها را مونیتور می‌کرد، به تک‌نگاری درباره مناطق تحت پوشش تبلیغ ماه محرم می‌پرداخت، تجربه‌های تبلیغی منبری‌ها را مدون و منتقل می‌ساخت، برای جدیدترین سوال‌ها تازه‌ترین پاسخ‌ها را ارائه می‌کرد، از تجربه تبلیغی کلیسا و اهل‌سنت در تبشیر یا دعوت بهره می‌برد...

کاش می‌فهمیدیم خدا به هیچ کداممان امضا نداده ‌است و باور می‌کردیم امام‌ زمان با هیچ کداممان فامیل نیست... کاش قرن‌ها دوری از اقدام و اجرا عادتمان نداده ‌بود حرف‌هایی که توی کتاب‌ها می‌نویسیم و حدیث‌هایی که بالای منبر می‌خوانیم از واقعیت عملی دور ببینیم...
کنسرت موسیقی مذهبی
محمد رضا زایری، طلبه خوشفکر مقیم لبنان


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2008/12/19
شبهای "یـلـــدا"
... مادر با دیدن شوق و ذوق مریم و شنیدن این خبر که امشب شب یلداست ته دلش خالی شد. چون او بهتر از هر کسی می داند که همسرش با حقوقی که می گیرد توان خریدن میوه و شیرینی را ندارد. برای همین سعی کرد با عادی جلوه دادن موضوع ذهن دخترش را از شب یلدا بیرون ببرد.
به فکر رفت. چون قرار بود این ماه اجاره عقب افتاده رو به صاحبخانه بدهند. به همین خاطر دیگر هیچ پولی ته جیب شوهرش نمی ماند که خرج کند. حالا اگر به همسرش می گفت که شیرینی و میوه بخرد حتما با جواب منفی او مواجه می شد. چون می دانست اعصابش این روزها به خاطر بدهیها خراب است...
یلدای بچه های محنت زده کوچه پس کوچه های نداری نه از جنس یلدایی است که مجریان خوش خنده تلویزیون کنار آتش و آجیل و میوه های درشت آبدار به تصویر می کشند. یلدای آنها دستهای خالی پدری است بیمار و زحمتکش که از شدت شرم تا دیرترین ساعات را به خانه نمی رود تا مبادا نگاه دخترش، پسرش و حتی همسرش آویزان نگاهش شود که بابا پس هندوانه امشب کجاست؟ آجیل شیرین و شور یلدایمان کجاست؟
حالا یلدا شاهد مردان و زنانی است که دستهایشان خالی است و جز چشمهای پنهان گریسته و دستهای خالی و خجالتی بیصدا، مطایی برای بردن به خانه در طولانی ترین شب سال ندارند و کدام طولانی ترین شب سال؟ برای آنها تمام شبها یلداست. آنهم در شهری که به فاصله کمتر از چند دقیقه می توانی مردمانی را ببینی که برای یک شب یلدای خود به اندازه هزاران شب یلدای مردم تنگدست کوچه های باریک فقر و نداری هزینه می کنند.
مریم امشب را هم مثل شبهای دیگر خیلی زود به رختخواب رفت و پدری کبری مجبور شد با قرض کردن از مرد همسایه ، مقداری شیرینی و میوه برای خانواده داماد دخترش تهیه کند تا طولانی ترین شب سال برای کبری زیاد هم تلخ نشود اما کمی بالاتر از خانه های آنها چراغهایی تا صبح روشن بود و اهالی آنها با چیدن انواع خوراکی های رنگارنگ و نشستن دور میز تا صبح گفتند و خندیدند...

حبیب احسنی پوراصل
خبرگزاري مهر


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2008/12/12
مدارای رمضانیه شیخ الاسلام قرن هشتم

"از من آهنگی برای ایام ماه رمضان خواستند، قبول کردم و خواجه رضوان شاه تبریزی گفت محال است. پس از دریافت تأییدیه شیخ الاسلام تصمیم گرفتم برای هر روز ماه رمضان آهنگی خاص بسازم. شعر عربی را جلال الدین عبیدی و شعر فارسی را خواجه سلمان ساوجی می گفت و در سی روز عرضه مجموع را اعاده کردم بلازاید و نقصان. ....خواجه رضوان شاه صد هزار دینار زر و دختر خود را به نکاح شرعی به خانه من فرستاد."

مقاصد الالحان
کمال الدین ابوالفضایل عبدالقادر بن غیبی الحافظ مراغی (۷۵۴-۸۳۸ ق)
جدید آنلاین


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2008/12/06
اندر فواید گرد فرمایی !

آیت‌الله مصطفی محقق داماد در سخنانی در گردهمایی سراسری حزب کارگزاران بر اولویت معرفت تاکید کرد و گفت: اولین قدم سازندگی، بالا بردن سطح معرفت ملت است. این پژوهشگر مسائل فقهی و دینی با طرح این پرسش كه « شما می‌گویید سازندگی چه چیزی است؟» افزود: اگر از سازندگی منظور تنها ساختن ساختمان و اموری از این قبیل باشد خوب است، اما اولین قدم در سازندگی، بالا بردن سطح معرفت ملت است. وی تاكید كرد: با جهل مبارزه كنید. چرا نگران جهل نیستید؟ چطور می‌توانیم مدعی سازندگی باشیم، اما در كنارمان مردم از جهل بسوزند؟ محقق داماد افزود: باید از 30 سال قبل ببینیم كه چه‌قدر در قانون‌گرایی رشد داشتیم، نه اینكه تنها به قانونگذاری توجه كنیم. ‌ای كاش به جای این همه خدمات، دل‌نگرانی ما این بود كه همه مردم بسیج شوند تا قانونگرا شوند و به قانون احترام بگذارند؛ چرا كه اگر درك مردم بالا رود و قانون‌گرا شوند، همه چیز حل می‌شود؛ البته این امر مبتنی بر معرفت است. وی تاكید كرد:‌ نباید قانون‌شكنی ارزش شود. زمان را از دست ندهید؛ چرا كه در غیر این صورت هیچ چیز دست ما را نمی‌گیرد. محقق داماد ادامه داد: شما گروه سازندگی ملت هستید. شما باید مفهوم سازندگی را مقابل عمل صالح قرار دهید و عمل صالح باید مبتنی بر معرفت قلبی باشد. برای خود مربی اخلاق انتخاب و كتاب‌های اخلاقی بخوانید؛ چرا كه همه باید برای ایجاد معرفت در درون جامعه بسیج شوند.

***

*- نتیجه اخلاقی: آدم وقتی قرار شد عزیز باشد و همیشه عزیز بماند باید حرفهای گرد بزند، حرفهای گرد مشکلی ایجاد نمی کند، به کسی برنمی خورد، ورودی و خروجی شفاف ندارد، آینده اندیشانه و مشعشع است، تشخص اجتماعی هم می آورد و البته برای جامعه ای چون جامعه ما سازندگی هم دارد !


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com 2008/12/01
تقوای پرهیز
شب هنگام محمد باقر طلبه جوان، در اتاق خود مشغول مطالعه بود كه به ناگاه دختري وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بيچاره اشاره کرد که سكوت كند و هيچ نگويد. دختر پرسيد: شام چه داري ؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر كه شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌اي از اتاق خوابيد.
صبح که دختر از خواب بيدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان نزد شاه بردند شاه عصباني پرسيد چرا شب به ما اطلاع ندادي و ... محمد باقر گفت : شاهزاده تهديد کرد که اگر به کسي خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد. شاه دستور داد که تحقيق شود که آيا اين جوان خطائي کرده يا نه ؟ و بعد از تحقيق از محمد باقر پرسيد چطور توانستي در برابر نفست مقاومت نمائي؟ محمد باقر ده انگشت خود را نشان داد و شاه ديد که تمام انگشتانش سوخته و ...علت را پرسيد.
طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه مي نمود هر بار که نفسم وسوسه مي کرد يکي از انگشتان را بر روي شعله سوزان شمع مي‌گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدين وسيله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا ، شيطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ايمانم را بسوزاند.
به نقل از فردا

این نمونه تقوای پرهیز درعصر صفوی است که البته جای گله ندارد و در زمان خود مستحسن.
این هم نمونه ای از تقوای پرهیز در عصر ماست


Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com
_